نقد و نظر

فرش ایران بر لبه‌ی فرصت!

آیا متولیِ ناپایدار توانِ احیایِ مقتدرانه را دارد؟

سایت اطلاع رسانی فرش ایران - کارپتور

فـراخـوان

فرش دستباف ایران در آستانه‌ی یک تحول تاریخی است. با تغییر در مناسبات دیپلماتیک و چشم‌اندازِ رفع تحریم‌ها، روزنه‌هایی برای بازگشت مقتدرانه به بازارهای جهانی گشوده شده است. اما آیا صنعت ما برای این «بازگشتِ بزرگ» آماده است؟

هدف از انتشار این مطلب در «کارپتور»، فراتر از آسیب‌شناسیِ گذشته، ضرورت اعلام و ایجاد یک «آماده‌باشِ استراتژیک» است. ما بر آنیم تا تلنگری باشیم بر متولیان دولتی، کنشگرانِ بخش خصوصی و تعاونی‌ها، تا در این بزنگاهِ سرنوشت‌ساز، از اقداماتِ ویترینی و تشریفاتی فاصله گرفته و با هم‌افزاییِ واقعی، «نقشه راهِ» اصولی و عملیاتیِ فرش ایران را برای دوران پسا‌تحریم ترسیم کنند. این فرصتِ مغتنم، نه تکرار‌شدنی است و نه در انتظارِ مدیرانِ منفعل باقی می‌ماند؛ زمان برای «برنامه‌ریزیِ غیرتشریفاتی» فرا رسیده است.

 

علیرضا قادری
مدیر سایت اطلاع رسانی فرش ایران

فرش ایران بر لبه‌ی فرصت؛
آیا متولیِ ناپایدار توانِ احیایِ مقتدرانه را دارد؟

صنعت فرش دستباف ایران سال‌هاست که در محاصره‌ی دو تیغه‌ی «تحریم‌های ظالمانه‌ی بین‌المللی» (از سوی ایالات متحده و اتحادیه اروپا) و «تنش‌های منطقه‌ای» گرفتار شده است. این فشارها که در اوجِ دورانِ «فشار حداکثری»، عملاً صادرات فرش ایران به بازارهای اصلی (به‌ویژه آمریکا) را به صفر نزدیک کرد، باعث شد تا این هنر-صنعت استراتژیک، سهمِ بازارِ جهانی خود را به رقبای نوظهور واگذار کند. اکنون، با تغییر در فضای دیپلماتیک و مطرح شدنِ احتمالیِ رفع تحریم‌ها، دریچه‌ای رو به احیای این صنعت گشوده شده است. اما سوال اصلی اینجاست: آیا مرکز ملی فرش ایران، با آن کارنامه‌ی پرابهام مدیریتی، توانِ بهره‌برداری از این فرصتِ طلایی را دارد؟

۱. چالشِ «گسستِ استراتژیک» در بزنگاهِ تاریخی

در طول نزدیک به دو دهه، مرکز ملی فرش ایران به جای تبدیل شدن به قطبِ سیاست‌گذاری، در گردابِ «بی‌ثباتی مزمن مدیریتی» گرفتار شده است. تصمیمات شتاب‌زده برای انحلال یا انتقال، و آمد و شدِ ده رئیس و سرپرست، مصداق بارزِ «گسست استراتژیک» است.

از منظر مدیریت نهادی، این جابه‌جایی‌های مداوم، «حافظه سازمانی» مرکز را به‌طور کامل از بین برده است. وقتی مدیریتی به جای تدوینِ استراتژی‌های بلندمدت (برای بازپس‌گیری بازارهای جهانی)، درگیرِ «کوته‌نگری استراتژیک» (Short-termism) و رفعِ بحران‌های روزمره است، چگونه می‌تواند در فضای پسا‌تحریم، دیپلماسی تجاریِ پیچیده‌ای را برای بازگرداندن برندِ فرش ایران مدیریت کند؟ این «چرخه نفی»، سازمان را به یک نهادِ منفعل تبدیل کرده است که در برابرِ فرصت‌های بزرگ، تنها به نظاره‌گری و اقداماتِ نمایشی بسنده می‌کند.

۲. مدیریتِ حرفه‌ای در برابر سهمیه‌های سیاسی

تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که نهادهای متولیِ تجارت، نه با تغییرِ دولت‌ها، بلکه توسط مدیرانِ تکنوکرات و حرفه‌ای اداره می‌شوند که استمرارِ سیاست‌های توسعه‌ای را تضمین می‌کنند. در ایران اما، مرکز ملی فرش در هر دوره مدیریتی، به جای تداومِ برنامه‌های قبلی، دچار «بازنشانی» (Reset) می‌شود. در شرایطی که قرار است فرش ایران پس از سال‌ها دوری، به قفسه‌های فروشگاه‌های بزرگِ جهان بازگردد، نیاز به یک نهادِ سیاست‌گذار داریم که «ثباتِ در مدیریت» داشته باشد. بدون این ثبات، مرکز ملی فرش نه‌تنها موتور محرکِ این بازگشت نیست، بلکه خود به یک مانعِ بروکراتیک تبدیل خواهد شد که به دلیل فقدانِ درکِ درست از تحولاتِ بازار، فرصت‌ها را یکی پس از دیگری به هدر می‌دهد.

۳. جایگاهِ سرنوشت‌سازِ بخش خصوصی؛ پیشرانِ اصلی

در این میانه، نقشِ «بخش خصوصی» باید به‌طور بنیادین بازتعریف شود. در سال‌های تحریم، این بدنه تولیدی و تجاریِ فرش ایران بود که با تحمل فشارها، چراغِ این صنعت را روشن نگاه داشت. امروز، بخش خصوصی نه باید منتظرِ سیاست‌گذاری‌های دولتی بماند و نه می‌تواند به مدیریتِ ناپایدارِ مرکزِ فرش تکیه کند.

بخش خصوصی باید از یک «مطالبه‌گرِ منفعل» به یک «بازیگرِ فعال» فرصت ساز تبدیل شود. در فضای پساتحریم، برندسازی، بازاریابیِ مدرن و استفاده از شبکه‌های توزیعِ جهانی، همگی در حوزه‌ی تخصصی بخش خصوصی است. اگر دولت و مرکز ملی فرش نمی‌توانند به عنوان «پیشران» عمل کنند، حداقل باید در نقشِ «تسهیل‌گر» ظاهر شوند؛ یعنی حذفِ موانعِ صادراتی، بازگشتِ ارز و بروکراسی‌های دست‌وپاگیر.

نتیجه‌گیری: آزمونی برای بقا

بازگشتِ فرش ایران به بازارهای جهانی در صورتِ رفع تحریم‌ها، یک «فرصتِ تاریخی» است که اگر با سوءمدیریتِ ساختاری همراه شود، می‌تواند به یک «فرصت‌سوزیِ تاریخی» بدل گردد. با کمال تاسف ساختارِ فعلی مرکز ملی فرش با ویژگی‌هایی نظیرِ «تزلزل مدیریتی»، «فقدان حافظه سازمانی» و «سیاست‌زدگی»، ابزارِ لازم برای هدایتِ این کشتیِ طوفان‌زده را ندارد.

برای بازگشتِ مقتدرانه، فرش ایران بیش از هر زمان دیگری به «تکنوکراسی» و «ثبات» نیاز دارد. اگر مرکز ملی فرش به هر دلیل نتواند از لاکِ مدیریتِ روزمره خارج شود و جایگاه خود را به عنوان یک نهادِ سیاست‌گذارِ حرفه‌ای تثبیت کند، بخش خصوصی باید برای حمایت از این میراث فرهنگی، با مسئولیت پذیری و قدرت بیشتری راهبریِ این مسیر را در دست گیرد تا فرشِ ایران، دوباره جایگاهِ شایسته‌ی خود را در جهان بازیابد. فرصت‌ها منتظرِ بازسازیِ ساختاریِ ما نمی‌مانند؛ این‌بار، زمانِ انتخاب میان «تحولِ عمیق» و «زوالِ تدریجی» است.

 

اعلام آمادگی
سایت اطلاع رسانی فرش ایران (کارپتور) به سهم خود، آماده است تا تجربیات رسانه‌ای، توان بخش تبلیغاتی و بازاریابی و همه بضاعت بالقوه و بالفعل خود را در جهت استفاده از این فرصت مغتنم در اختیار دستاندرکاران، اعم از دستگاه متولی، اتحادیه‌های مختلف صنفی بخش خصوصی، تعاونی‌ها، مراکز و انجمن‌های علمی و تخصصی هنر- صنعت فرش دستباف ایران قرار دهد.

 

 

 

 
اگر این مطلب را می‌پسندید از طریق لینک‌های زیر در شبکه‌های اجتماعی به سایر علاقه مندان همرسانی کنید!

دیدگاه ها


  • هنوز دیدگاهی ثبت نشده است!

نظرات شما:

  • نظرات حاوی هرگونه توهین و یا نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات به غیر از زبان فارسی و یا غیر‌مرتبط با مطلب، منتشر نمی‌شود.